پرسش باز
خانهای که بتواند اتاق دیگران شود
ساختمانی که در طول دههها از سه خانوار به یک فضای فرهنگی کوچک یا محل کار مشترک بدل شود، بیآنکه دوباره ساخته شود.
پشت شاخصهای خانواده یک آرزو هست که بهعنوان «نیاز» نوشتنش سخت است: خانه فقط خانه نباشد. یک اتاق مشترک در زیرزمین، بامی که همه به آن برسند، واحدی که بتواند به واحد کناری بپیوندد یا از آن جدا شود — اینها اجزای ساختمانیاند که میتواند نقشهای اجتماعی متفاوتی بگیرد: خانهٔ یک خانوادهٔ بزرگ، چند واحد اجارهای، یک فضای فرهنگی کوچک، یک دفتر کار مشترک.
طرح ۱۴۰۳ چند جا این انعطاف را در خود دارد: واحد دانشجویی میتواند مستقل باشد یا از درون به یکی از دو دوبلکس بزرگ وصل شود؛ طبقهٔ دوم به باکس پله و آسانسور نیاز ندارد و به گفتهٔ معمار میتواند «طبقهای در انتظار رفتار تجاری ساختمان» باشد؛ گودالباغچه بهعنوان فضای مشترک همسایگی تعریف شده است. طرح ۱۳۹۹ با فضای یکپارچهٔ بلند و واحدهای بینام، ذاتاً کمتر قفل شده بود. اما در هیچکدام سناریوی تبدیل ترسیم نشده است.
باید تصمیم گرفته شود کدام دیوارها سازهایاند و کدام قابل برداشتن، ورودیها و سرویسها چطور دو یا سه پیکربندی را تحمل کنند، و اینکه ضوابط شهرداری برای تغییر کاربری بخشی از یک ساختمان مسکونی چه میگوید.
خواستهٔ صاحب زمین
صاحب زمین خانهای میخواهد که در عمرش بتواند چیز دیگری هم بشود — یک مرکز فرهنگی کوچک، جایی که چند نقش اجتماعی داشته باشد — بیآنکه لازم باشد خرابش کنند. پرسش اصلی او همین است: ساکنان قرار است چه کسانی بشوند و این فضا چطور رابطهٔ آنها با بقیهٔ دنیا را عوض میکند.
موضع معمار
معمار در گزارش سوم ۱۴۰۳ اتصال درونی واحد دانشجویی به دوبلکسها، استقلال طبقهٔ دوم از باکس پله و گودالباغچه بهعنوان «باهمستان» را با همین نگاه به انعطاف و همسایگی توضیح داد؛ تبدیل خانه به فضای فرهنگی در گزارشها موضوع مستقلی نبود.
شواهد
- طرح ۱۴۰۳: واحد دانشجویی ۷۶ مترمربع، «مستقل یا متصل به یکی از دو دوبلکس بزرگ» (گزارش سوم).
- طرح ۱۴۰۳، شیت طبقهٔ دوم: این طبقه به دسترسی مستقیم به باکس پله و آسانسور نیاز ندارد.
- طرح ۱۳۹۹: روی شیتها مرز واحدها ترسیم نشده است.
- زیرزمین در هر دو طرح: واحد سرایدار بهاضافهٔ فضای مشترک (جکوزی و رختکن در ۱۳۹۹؛ استخر/حوض در ۱۴۰۳).