یک خانواده، زمینی دویستمتری در قزوین، هفت سال و دو طرح؛ خانه هنوز ساخته نشده. اینجا شاخصهایی که خانواده نوشت، نقشههایی که کشیده شد و پرسشهایی که باز مانده کنار هم آمده است. پرسش ساده است: سه نسل، یک مهمان و یک سرایدار چطور روی یک زمین معمولی شهری کنار هم زندگی کنند و با کوچه همسایه بمانند؟ خانواده دنبال معماری است که این پرسش را با او ادامه بدهد.
برش B-B طرح ۱۳۹۹. ترازها از روی شیت؛ درخت، حوض، خودرو و طبقهٔ ۲− طرحوارهاند. هر طبقه توضیح خودش را دارد.
شاخصها، به زبان خانواده
خانواده این را سال ۱۳۹۸ نوشت، پیش از آنکه پای هیچ معماری در میان باشد، و هنوز سر جایش است. نزدیکترین چیزی است که این پروژه به یک «مشخصات فنی» دارد. متن همان است که آن روز نوشته شد، به همان زبان خودمانی.
اهمیت آشپزخانه به عنوان فضایی که خیلی زمان زیادی در اون صرف میشه، و دسترسی آسان به اتاق نشیمن، راحتی حرکت و چیدمان وسایل و نور طبیعی. شاید تلفیق نشیمن و آشپزخانه؟؟
اهمیت و راحتی ضیافت شام در منزل و دور همی های دوستانه و خانوادگی باظرفیت ۸ نفر البته با -۸ شامل شدن ساکنین خانه، دسترسی سریع و آسان به اشپزخانه برای پذیرایی و نظافت. در صورت امکان فراهم کردن گوشه دنج برای صحبتهای ۲ نفره.
اتاق کار با میز کار با کاربری دوگانه اتاق مهمان همراه با دسترسی به نور طبیعی و فضا برای آرشیو کردن مدارک کاری و زندگی. اتاق کار نیاز به فضای بزرگی ندارد.
سرویس بهداشتی بزرگتر از اندازه های رایج (به نظر در طرحهایی که من دیدم از لحاظ مقدار تخصیص فضا به سرویس بهداشتی کم فروشی شده) همراه با وان و دوش ایستاده مجزا. در مورد سرویس بهداشتی دوم با توجه به کمبود فضا اولویت شاید بالا نباشد. من شخصا از وجود نور طبیعی در سرویس بهداشتی لذت می برم در صورت امکان و صلاحدید وجود پنجره در سرویس بهداشتی
جمعا سه اتاق همراه اتاق کار/مهمان. دو اتاق دیگر به عنوان خواب برای پدر و مادر و یک اتاق خواب فرزند. اگرامکان تغییر طراحی در طبقات مختلف باشه برای خانواده بازنشسته (پدر ومادر بنده) جمعا دو خواب کافی میباشد، و برای دو خانوار دیگر دو خواب یکی برای اولیا و یک خواب برای فرزند.
واحد سرایدار ساکن در ساختمان شامل اشپزخانه یک حال و یک خواب.
ایجاد فضای کوچکی برای عنوان محیط ورزش برای ۳-۴ نفر صرفا برای حرکتهای کششی و ورزشهای طبی بدون نیاز فضا به ابزار مخصوص و مکانیکی همچنین یک حوضچه کوچک برای نشستن ۲-۳ نفر مجهز به جت برای اب گرم/سرد برای تقویت عروق و درصورت امکان فضا سونای خشک چوبی یکنفره، این فضاعمومی برای تمامی اهالی ساختمان می باشد.
ایجاد فضای سبز موثر و خلاق در فضای محدود حیاط.
روف گاردن دارای قابلیت کشت سبزیجات و فضای سبز قابلیت دسترسی تمام طبقات.
انباری متناسب برای واحدها.
از طرفی تمایل زیاد به پنجره بزرگ. و دریافت نور زیاد و از طرفی به علت فرم کوچه و خ. عملا پنجره اکثرا پشت پرده می ماند، همچنان امیدوار به راه حل این تناقض؟
نما ساده و مقاوم به گذر زمان یک نمونه در عکسها براتون ارسال می کنم.
با توجه به صحبتهای انجام شده امکان ایجاد فضا در طبقه ۱- در صورت نیاز ممکن است. وحتی مهنای ۲.
امکان تنفس طبیعی ساختمان بدون ورود سر و صدای بیرون از خانه.
سادگی و هزینه کم اجرا
راه کار تهویه و چرخش طبیعی هوا از طریق معابر و پنجره های باز همزمان در فضای شمالی و جنوبی
قابلیت ارزیابی مقدار مصالح مورد نیاز نه به ریال بلکه به مقدار
راه پله دارای پنجره فضای مورد استفاده برای بازی و نشستن صعود و نزول از تپه کوچک راه پله بزرگ ولی فضا کم بگیره :) پله های تو در تو
اسانسور بزرگتر از حدود استاندارد اسان برای حمل بار و مقاوم در مقابل overload
آنچه فهرست نمیگوید
پشت این نوزده شاخص یک چیدمان خانوادگی است: واحدی برای پدر و مادر بازنشسته، واحدی برای یک خانوادهٔ بزرگ، واحدی کوچک برای دانشجو یا مهمان، یک سرایدار، و یک واحد دیگر در ذهن برای زیرزمین. پشت آن هم چیزی است که نوشتنش بهعنوان «نیاز» سختتر است. خانواده درخت میخواست — یک درخت واقعی، در خاک. زیرزمین دومی میخواست، نه برای انبار، بلکه اتاقی که محله بتواند از آن استفاده کند: جایی برای ورزش، برای نشستن در آب، برای دور هم جمع شدن. خانهای میخواست که بتواند در طول عمرش به چیز دیگری بدل شود — یک فضای فرهنگی کوچک، جایی که بیش از یک نقش اجتماعی داشته باشد — بیآنکه دوباره ساخته شود.
ساکنان این خانه قرار است چه کسانی بشوند، و این فضا چطور شیوهٔ روبهرو شدن آنها با بقیهٔ دنیا را تغییر میدهد؟
هنوز کسی به این پاسخ نداده، خود خانواده هم. دلیل وجود این صفحه همین است.
داستان تا اینجا
با یک فهرست شروع شد.
سه نسل یک خانواده آنچه را از یک خانه میخواستند به زبان خودشان نوشتند، نه به زبان طراح: نوزده شاخص، از اندازهٔ سرویس بهداشتی تا راهپلهای مثل تپهای کوچک که از آن بالا بروند. فهرست، بدون ویرایش، بالاتر آمده است.
طرح ۱۳۹۹.
معماری در قزوین برای زمینی ۱۰٫۵۵ در ۱۹ متر ساختمانی طراحی کرد. ارائهٔ اولش چیدمان معمولی طبقات روی هم بود و خانواده نپذیرفت؛ ارائهٔ دوم واحدها را در ارتفاع در هم تنید — طبقهٔ اولی به بلندی ۵٫۵۲ متر با نیمطبقهای آویخته در دلش، گودالباغچهای با یک درخت واقعی، و پارکینگی که پشت مشبک و دیوار سبز پنهان میشد. نقشهها برای همان زمین از بررسی شهرداری گذشت. بعد زمین از دست رفت، و تأییدیه هم با آن؛ هیچچیز از آن به زمین ملاصدرا منتقل نمیشود.
همان نقشهها، زمینی دیگر.
نقشهها تقریباً بیتغییر برای زمین دیگری بازتنظیم شد و جلوتر نرفت. به گفتهٔ معمار، نقشهها آماده بود و هیچیک از دو طرف برای اجرا آماده نبود. این تلاش طرح تازهای نداشت؛ به همین دلیل این صفحه از دو طرح حرف میزند، طرح ۱۳۹۹ و طرح ۱۴۰۳.
طرح ۱۴۰۳، روی زمین ملاصدرا.
زمینی ۱۰٫۵۰ در ۲۰٫۱۴ متر در کوچهٔ سیوهشتم ملاصدرا و همان معمار، این بار از ضوابط: بهجای درافتادن با آنها، روح طرح ۱۳۹۹ را در دل آنها جا داد. شش تراز، چهار واحد، سهتایشان دوبلکس، پنج جای پارک بیمانع و سه جای دیگر با جابهجایی. در قالب ضوابط.
رفتوبرگشت، و توقف.
صاحب زمین سیوچهار صفحه مشاهده نوشت؛ معمار با دو گزارش و یک پرسشوپاسخ مکتوب پاسخ داد. همانقدر که سر جای پله اختلاف بود، سر اینکه این ساختمان برای چیست هم اختلاف بود: یکی توافق روی کل را پیش از جزئیات میخواست، دیگری تثبیت چیزهایی را که به فونداسیون میرسند. زمستان ۱۴۰۳ کار متوقف شد. خانواده طرح ۱۴۰۳ را برای ساخت نپذیرفت؛ سه خواستهٔ آن بیپاسخ مانده بود: بام مشترک، ترکیب واحدها، و ایوانهایی که بهعنوان اتاق خوانده نمیشد.
این صفحه.
زمین، شاخصها و هر دو سری نقشه اینجاست تا هر کسی بخواند. پرسش هنوز باز است؛ خانواده ترجیح میدهد این بار آن را با دیگران بپرسد.
میانپرده: پرسشی از حسین امانت
معماری که خانواده دوست دارد از او بپرسد.
برج آزادی برای این خانواده یک درس ساده دارد: ساختمان میتواند با نگاه اول ایرانی باشد بیآنکه چیزی را تقلید کند، و با هندسه حرف بزند، نه با تزیین. پرسش خانواده از او، و اشارهای به کارش ›
زمین و ضوابط
زمین
۱۰٫۵۰ در ۲۰٫۱۴ متر، حدود ۲۱۱ مترمربع، کوچهٔ سیوهشتم ملاصدرا، قزوین. گذر در شمال، حیاط در جنوب.
سطح مجاز
۶۰ درصد سطح اشغال بهاضافهٔ ۲ متر پیشروی قانونی: حدود ۱۴۰ مترمربع در هر طبقه، که باکس پله و آسانسور حدود ۲۲ متر از آن را میگیرد.
ارتفاع
کوچه میان تراکم سه و چهار طبقه معلق است. هر دو همسایه بیش از یک طبقه بالاتر از حد ساختهاند و روی زمین سایه میاندازند.
سروصدا
کوچه به بلوار تازهاحداث شمالی–جنوبی میرسد که میانبر شده است. تردد و سروصدا بیشتر میشود، نه کمتر.
قزوین در ارتفاع حدود ۱۳۰۰ متر: زمستانهای سرد، تابستانهای گرم و خشک، اختلاف زیاد شب و روز. اصرار شاخصها بر تهویهٔ طبیعی بدون سروصدای کوچه از همینجا میآید.
پول
قیمتها به ریال آنقدر تند حرکت میکنند که نمیشود با آن برنامه ریخت. خانواده طرحی میخواهد که بشود آن را به تُن و مترمکعب برآورد کرد.
طرح ۱۳۹۹
سه طبقهٔ مسکونی در هم تنیده، روی زمین ۱۳۹۹.
زمین ۱۰٫۵۵ در ۱۹ متر بود. معمار بهجای چیدن طبقات یکسان روی هم، در ارتفاع کار کرد. طبقهٔ اول ۵٫۵۲ متر بلند است و نیمطبقهای روی اتاقهای جنوبیاش آویخته: کتابخانه، یک اتاق خواب و اتاقی با اگزاست مستقل برای مهمانهای سیگاری. پایینتر، پارکینگ با یک مشبک و یک دیوار سبز از حیاط جدا میشود، تا ماشین اولین چیزی نباشد که خانه نشان میدهد. خود حیاط یک طبقهٔ کامل پایین میرود تا زیرزمین، جایی که سرایدار زندگی میکند، جکوزی و رختکن هست، و درختی از دل حیاط بالا میآید.
روی شیتها هیچچیز بهعنوان واحد نامگذاری نشده، اما چیدمانی که دربارهاش گفتوگو شد سه واحد بود: واحد دانشجویی یا مهمان حدود ۶۰ مترمربع روی نیمی از دو طبقه، دوبلکسی حدود ۱۱۰ متر برای خانواده، و حدود ۱۹۰ متر برای خانوار اصلی — بهاضافهٔ یک طبقهٔ معمولی در بالا برای پدر و مادر بازنشسته، و زیرزمین در پایین. تأیید شهرداری برای همان زمین گرفته شد و با آن زمین از دست رفت.
گودالباغچهٔ رو به آسمان، با درختی ریشهدار در تراز ۳٫۱۲−
طبقهٔ اول ۵٫۵۲ متر مفید، نیمطبقه در ۶٫۰۸+، طبقات دوم و سوم ۳٫۳۰ متر مفید
مشبک و دیوار سبز میان ماشینها و حیاط
کف شیشهای مات روی حفرهٔ حیاط: حیاط قابل راه رفتن میماند و زیرزمین نور میگیرد
بالکن با کف کشویی و نردهٔ تاشو؛ فلاورباکس در امتداد کنسول سمت کوچه
واحد سرایدار، جکوزی، دوش و رختکن در زیرزمین
بام در ۱۶٫۲۸+ و اتاقک پله حدود ۲٫۶۵ متر بالاتر: سه طبقهٔ مسکونی در ارتفاع یک ساختمان چهارطبقه
روی برگهٔ طبقهٔ دوم کادر نیمطبقهای هست که تراز ندارد و برش ۳٫۳۰ متری آن طبقه جایی برایش نمیگذارد
چهار سال بعد، روی زمین ملاصدرا، همان معمار از ضوابط شروع کرد: ۶۰ درصد سطح اشغال، ۲ متر پیشروی، باکس پلهای که از هر طبقه ۲۲ متر میخورد، و کوچهای که معلوم نبود سهطبقه میشود یا چهارطبقه. پاسخش این بود که متراژ لازم را با بُعد سوم به دست بیاورد — سه واحد از چهار واحد دوبلکساند — و طبقهٔ دوم را از آسانسور بینیاز کند تا همین نقشهها در هر دو حالت تراکم بگذرد.
واحدها به روایت گزارش سوم معمار (آذر ۱۴۰۳)، همان اعدادی که نمودار بالا به کار میبرد؛ روی شیتهای ۱۴۰۳/۰۸/۱۹: ۶۲٫۳۹ / ۱۳۸٫۱۶ / ۱۰۴٫۹۸ / ۲۴۱٫۸۵
واحد
کجا
متراژ
خصلت
واحد یکخوابه
طبقهٔ اول، شمال
۶۲ متر
برای اجاره یا فروش؛ کمترین تماس با واحدهای خانواده
دوبلکس الف
طبقهٔ اول جنوب + دوم
۱۶۵ متر
دو خواب در بالا روی شیت (سه خواب پس از بازنگری آخر، به گفتهٔ گزارش سوم)؛ نشیمنی که از میان یک ایوان به جنوب باز میشود
دوبلکس دانشجویی
دوم + سوم، جنوب
۷۶ متر
دو خواب در طبقهٔ دوم، نشیمن و آشپزخانه در طبقهٔ سوم، با پلهٔ گرد؛ میتواند به واحد خانواده بپیوندد
دوبلکس اصلی
سوم + چهارم
۲۴۱ متر
مستر در بالا، دو خواب در پایین، وویدی کنار پله؛ بام سبز اختصاصی
سرایدار
زیرزمین
۵۲ متر
کنار استخر، انباریها و موتورخانه، رو به گودالباغچه
سه ایدهٔ این طرح ارزش نگه داشتن دارد. ایوان بهعنوان اتاقی نیمهباز میان درون و بیرون برگشت، که معمار معتقد بود وقتی خانهسازی ایرانی آن را با «مفهوم ناقصی به نام تراس» جایگزین کرد از دست رفته بود. گودالباغچه نه بهعنوان یک امکان خصوصی، که بهعنوان فضای مشترک ساختمان برگشت، جایی که چهار خانوار همسایه شوند؛ معمار برایش کلمهای داشت: باهمستان. و به خواست صاحب زمین، استخر زیرزمین حوض شد: حوضی کاشیکاری برای نشستن، با یک سونای خشک کنارش.
جایی که دو جور خوانده شد
معمار در این نقشهها روح طرح ۱۳۹۹ را میدید که از دل ضوابط عبور کرده. صاحب زمین ساختمانی درستوحسابی میدید که سه خواستهٔ او را جواب نداده بود: بام مشترک، ترکیب واحدها، و ایوانهایی که بهعنوان اتاق خوانده نمیشد. این صفحه هر دو خوانش را کنار هم میگذارد؛ هیچکدام حرف آخر نیست.
موضوع
آنچه صاحب زمین خواست
آنچه نقشهها کردند
ووید و ایوانها
بهعنوان اتاق خوانده نمیشد؛ خواست حذف شوند
بهعنوان هستهٔ کانسپت نگه داشته شد — «پیش از حذف، امتحانش کنیم»
بام سبز
مشترک برای همهٔ طبقات
اختصاصی دوبلکس بالا
واحدها
سه واحد حدود ۶۰ / ۱۱۰ / ۱۹۰ متر، واحد دانشجویی بدون دیوار
چهار واحد ۶۲ / ۱۶۵ / ۷۶ / ۲۴۱، رو به بازار
جزئیات
جای درخت، حوض، ارتفاع سقفها و تهویهٔ زیرزمین همین حالا تثبیت شود، چون به فونداسیون میرسد
جمعبندی خانواده دو شکل دارد، نه یکی. هر دو همان اتاقها را میخواهند — نشیمن بلند، نیمطبقه، گودالباغچه و درخت، واحد پدر و مادر، واحد دانشجویی، سرایدار، بام مشترک — و در دو چیز از هم جدا میشوند: اتاق بلند پایین باشد یا بالا، و طبقهٔ ۲− کنده شود یا نه. گزینهٔ ب در شهریور ۱۴۰۵ به فهرست اضافه شد و هیچکس هنوز آن را ترسیم نکرده است. دفتری که با خانواده کار کند آزاد است هر دو را کنار بگذارد؛ اینها برای رد کردن نوشته شدهاند، نه برای اجرا.
گزینهٔ الف — حیاط عمودی
برش ۱۳۹۹ وارونه: پدر و مادر در طبقهٔ اول، یک پله بالاتر از حیاط؛ خانوادهٔ بزرگ در طبقات سوم و چهارم با نشیمن دوارتفاعه در بالا؛ گودالباغچه که بهصورت یک حفره از میان طبقات بالا میرود؛ و طبقهٔ ۲− بهعنوان اتاق محله، به شرط خاک و هزینه. همان چیزی که در ادامهٔ این صفحه با جزئیات آمده است.
نگه میدارد
اتاق بلند در بالا، سازه آرامتر
پدر و مادر با یک پله و آسانسور کوتاه
بام سبز چسبیده به واحد خانوادهٔ بزرگ، ولی مشترک
طبقهٔ ۲− — اگر بشود
بهایش
اتاق بلند از درخت دور میشود؛ درخت را از بالا میبیند
حفرهٔ عمودی چهار پنج واحد را یک حجم صوتی و یک حجم آتش میکند؛ باید بسته و باز شدنش طراحی شود
دو طبقه زیرزمین: خاک، آب زیرزمینی، پمپ فاضلاب، راه خروج دوم
بام ۱۸٫۹۰+ با سقف بلند طبقهٔ سوم
گزینهٔ ب — برش ۱۳۹۹ بهاضافهٔ یک طبقه
برش ۱۳۹۹ همانطور که بود، بازنشانده روی زمین ملاصدرا: نشیمن ۵٫۵۲ متری با نیمطبقه در طبقهٔ اول، رو به حیاط و درخت؛ طبقهٔ دوم برای خانوار دوم و واحد دانشجویی؛ طبقهٔ سوم برای پدر و مادر؛ و یک طبقهٔ چهارم روی آن که برنامهٔ خانواده آن را نخواسته و کاربریاش هنوز تصمیم خانواده است. چهار طبقه، هر کدام با نقشهای دیگر، روی ستونها و رایزرهای یکسان.
نگه میدارد
اتاق بلند کنار درخت و حیاط — همان چیزی که خانواده از ۱۳۹۹ به یاد دارد
ایدهای که یک بار تأیید شهرداری گرفت و توضیحش آسان است
یک زیرزمین، نه دو؛ گودالباغچه با شیب تخلیه میشود
تنوع طبقات بدون سه دوبلکس و سه پلهٔ داخلی
بهایش
بام حدود ۱۹٫۹+، حدود چهار متر بالاتر از طرح ۱۴۰۳؛ ارتفاع، نه شمار طبقه، اولین پرسش است
طبقهٔ ۵٫۵۲ متری زیر سه طبقه: طبقهٔ نرم در شهر زلزلهخیز، حلشدنی ولی پرهزینه
پدر و مادر در طبقهٔ سوم، عملاً در ارتفاع طبقهٔ چهارم؛ آسانسور اجباری
طبقهٔ چهارم بیبرنامه: فروش، دوبلکس، اتاق مشترک، یا نساختن — تصمیم خانواده
پارکینگ ۱۳۹۹ برای پنج واحد کم است؛ همکف باید از ۱۴۰۳ بیاید
فضاهای تر ۱۳۹۹ روی هم نمیافتند؛ طبقهٔ دوم باید دوباره چیده شود
دو گزینه کنار هم
الف — حیاط عمودی
ب — ۱۳۹۹ + یک طبقه
اتاق بلند
طبقهٔ سوم و چهارم، رو به آسمان
طبقهٔ اول، رو به حیاط و درخت
پدر و مادر
طبقهٔ اول، یک پله
طبقهٔ سوم، با آسانسور
خانوادهٔ بزرگ
دوبلکس ۲۳۲ متر با ووید
یکونیم طبقه، حدود ۱۶۵ متر
طبقهٔ چهارم
خوابهای دوبلکس
بیبرنامه — تصمیم خانواده
زیرزمین
دو طبقه؛ اتاق محله در ۶٫۸۰−
یک طبقه؛ سرایدار، حوض، سونا
بام
حدود ۱۸٫۹۰+ (یا ۱۶٫۱۰+)
حدود ۱۹٫۹+
سازه
نامنظم بهخاطر حفره و دو زیرزمین
طبقهٔ نرم زیر سه طبقه
رایزرها
باید از نو چیده شود
باید از نو چیده شود؛ ۱۳۹۹ یک رایزر پیوسته داشت
چه چیزی اول باید روشن شود
خاک و آب زیرزمینی؛ ارتفاع مجاز
ارتفاع مجاز و شمارش نیمطبقه؛ کاربری طبقهٔ چهارم
چه چیزی پیش از هر دو باید روشن شود
خوانش ۱۴۰۵ شهرداری برای همین کوچه: چند طبقه، تا چه ارتفاعی، و نیمطبقه چگونه شمرده میشود. بدون این عدد، هیچکدام از دو گزینه معنی ندارد.
عدد هدف خانوادهٔ بزرگ: ۱۳۰، ۱۶۵ یا ۲۳۰ متر. این عدد تصمیم میگیرد که دوبلکس لازم است یا نیمطبقه کافی است.
کاربری طبقهٔ چهارم، اگر داده شود: واحد فروشی، بخشی از دوبلکس، اتاق مشترک، یا نساختن.
قاعدهٔ رایزرها پیش از هر پلان: دو سه خط عمودی ثابت که همهٔ طبقات به آن میچسبند.
گزینهٔ الف با جزئیات، حرکتها، خطرها و فهرست آنچه یک معمار باید بسنجد در صفحهٔ پیشنهاد است.
آنچه باز مانده
اینها پرسشهایی است که هیچکدام از دو طرح پاسخ نداد؛ دو تای آخر را خانواده در ۱۴۰۵ اضافه کرد.
طبقهٔ ۲−
زیرزمین دومی بهعنوان اتاقی مشترک — برای حرکت، آب، دور هم بودن — هفت متر زیر یک کوچهٔ قزوین. به چه نور و هوا و راه فرار و آب و هزینهای نیاز دارد، و آیا میارزد؟
تناقض پنجره
پنجرهٔ بزرگ و نور زیاد، اما محرمیت از کوچهای باریک. مشبک، پوستهٔ دوم، ایوان، پنجرهٔ عمیق، شیشه رو به حیاط — کدام در ۲۰۰ متر جواب میدهد، و به چه قیمتی؟
نفس کشیدن بدون سروصدا
تهویهٔ عرضی شمال–جنوب در ساختمانی کنار بلواری که فقط پرصداتر میشود.
دیدن هر دو سو در یک لحظه
کیفیتی فضایی که صاحب زمین مدام میخواهد و نمیتواند ترسیمش کند: ایستادن در اتاق اصلی و دیدن همزمان پنجرهٔ شمالی و جنوبی.
خانهای که بتواند اتاق دیگران شود
قابلیت تبدیل در طول دههها — از سه خانوار به یک فضای فرهنگی کوچک یا یک محل کار مشترک — بیبازسازی.
هزینه به مقدار
طرحی که بشود آن را به تُن فولاد و مترمکعب بتن برآورد کرد، تا سقوط ارز پروژه را ساقط نکند.
درخت
درختی واقعی در گودالباغچه: بازشو در فونداسیون، ریشه، نور، گونه.
بام
باغی که هر خانوار بتواند به آن برسد و از آن مراقبت کند، یا تراسی خصوصی برای یک واحد — و اینکه این انتخاب دربارهٔ ساختمان چه میگوید.
ترکیب
دانشجو یا مهمان، پدر و مادر بازنشسته، خانوادهای بزرگ، سرایدار، روی ۲۰۰ متر و چهار یا پنج طبقه. دوبلکس یا طبقات ساده؟ کدام واحد زمین را میگیرد؟
طبقهٔ چهارم
طبقهای که ضابطه شاید اجازه بدهد و برنامهٔ خانواده نخواسته است: نگه داشتن برش ۱۳۹۹ و گذاشتن یک طبقه روی آن. با برش ۱۳۹۹ برنامهٔ خانواده در سه طبقه جا میگیرد؛ طبقهٔ چهارم مجاز است، لازم نیست، و کاربریاش — فروش، دوبلکس، اتاق مشترک، یا نساختن — تصمیم خانواده است. بهایش بام حدود ۱۹٫۹+ و طبقهٔ نرم زیر سه طبقه.
لولهها و رایزرها
چهار طبقهٔ متفاوت روی هم، اما فاضلاب هر توالت و هر آشپزخانه باید از یک خط عمودی پایین برود. نقشههای ۱۳۹۹ یک رایزر پیوسته دارند و شش فضای تر از ده بیش از یکونیم متر از آن دورند؛ «هر طبقه طرحی متفاوت» فقط با ستونها و دو سه رایزر ثابت در همهٔ طبقات شدنی است.
نمایی که پیر شود
ساده، بادوام، و آسوده کنار نماهای سنگی و پرکار کوچه.
دعوت
خانواده دنبال دفتری میگردد که این مسئله برایش ارزش حل کردن داشته باشد: قطعهزمین معمولی دویستمتری شهرهای ایران، و اینکه ساختمانی روی آن چه میتواند باشد اگر انرژی، اقلیم، هزینه، محله و شیوهٔ واقعی زندگی یک خانواده همه با هم جدی گرفته شوند. اگر پاسخی که پیدا میشود روی زمین بعدی هم به کار بیاید، چه بهتر.
خواسته روشن است: نخست یک گفتوگو؛ بعد، اگر دو طرف بخواهند، یک مرحلهٔ نخست با دامنه، زمان و حقالزحمهٔ توافقشده که در پایانش خانواده و دفتر بدانند این خانه چه شکلی دارد و چه چیزی هنوز باید سنجیده شود. خانواده برای ساختمانی واقعی بودجهای واقعی دارد و مطالعات زمین را خودش میپردازد.
آنچه اینجا هست
زمینی در قزوین و خانوادهای که از ۱۳۹۸ به این فکر میکند
شاخصهای مکتوب و دو سری نقشهٔ کامل، بهعنوان سابقه — نه نقطهٔ شروع الزامی
حوصله برای رفتوبرگشت، و بودجهای واقعی برای ساختمانی واقعی
آنچه جایش خالی است
معماران — و مهندسان، طراحان منظر و متخصصان انرژی — که بخواهند در فضای باز کار کنند، با پرسشهای باز بهعنوان نقطهٔ شروع، و با موضع خودشان
گفتوگوهای کوتاه و مکرر؛ تصمیمهای مکتوب؛ آهنگی توافقشده برای بازبینی
توافق روی کل پیش از جزئیات
چه چیزی ثابت است، چه چیزی باز
زمین
خیابان ملاصدرا، سیوهشتم، قزوین. ۱۰٫۵۰ × ۲۰٫۱۴ متر، حدود ۲۱۱ مترمربع. کوچه در شمال، حیاط در جنوب؛ کوچه به بلواری تازه میرسد و در آینده پرترافیک خواهد بود. همان زمینی است که طرح ۱۴۰۳ برایش کشیده شد؛ وضعیت امروز آن را خانواده در نخستین گفتوگو میگوید.
ضوابط
خوانش معمار در ۱۴۰۳: ۶۰ درصد سطح اشغال بهاضافهٔ ۲ متر پیشروی، حدود ۱۴۰ مترمربع در هر طبقه؛ باکس پله و آسانسور حدود ۲۲ مترمربع؛ کنسول ۰٫۶۰ در طبقهٔ اول و ۱٫۲۰ در طبقات بالا. تراکم میان سه و چهار طبقه در نوسان. هیچکدام از اینها در ۱۴۰۵ از شهرداری دوباره پرسیده نشده؛ سقف ارتفاع و شمارش نیمطبقه ناشناخته است.
برنامه
ثابت: واحد پدر و مادر بازنشسته با کف مسطح؛ واحد خانوادهٔ بزرگ با نشیمن بزرگ و اتاق برای مهمان؛ واحد خانوار دوم؛ واحد کوچک دانشجویی یا مهمان؛ سرایدار ساکن؛ بام سبز مشترک؛ حوض و سونای خشک؛ درخت. باز: متراژ هدف خانوادهٔ بزرگ، طبقهٔ ۲−، کاربری طبقهٔ چهارم اگر داده شود.
سابقه
دو طرح ۱۳۹۹ و ۱۴۰۳ از یک معمار، هیچکدام ساختهنشده؛ نقشههای هر دو اینجاست. طرح ۱۳۹۹ یک بار تأیید شهرداری گرفت، برای زمینی دیگر. همکاری قبلی بسته شده است. آنچه در این سایت از نقشهها گفته میشود نظر خانواده است، نه داوری.
حق ایدهها
نقشههای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۳ و پیشنهاد این سایت سابقهٔ پروژهاند، نه نقطهٔ شروع الزامی. دفتر بعدی آزاد است هر ایدهای را نگه دارد یا کنار بگذارد؛ کار تازه از آن سازندهاش است و بدون رضایت او منتشر نمیشود. معمار پیشین در این سایت نام برده نمیشود.
هنوز نیست
نقشهبرداری، مطالعهٔ خاک و سطح آب زیرزمینی، عمق اگوی کوچه، ارتفاع دقیق همسایهها، عکسهای کوچه، بازهٔ بودجه به زبان مقدار مصالح، و زمانبندی. خانواده اینها را پیش از مرحلهٔ نخست یا در آن فراهم میکند.
مرحلهٔ نخست، آنطور که خانواده میبیند
این فهرست پیشنهاد خانواده برای دامنهٔ مرحلهٔ نخست است؛ دفتر آن را قیمت میگذارد، کوتاه میکند یا جایش چیز دیگری میگذارد.
خوانش ضوابط را با شهرداری قزوین قطعی کند: تراکم سه یا چهار طبقه، ارتفاع مجاز، و اینکه نیمطبقه و سقف بلند چگونه شمرده میشوند.
کانسپت سازه را از ابتدا بدهد: ووید حیاط عمودی، سقف ۵٫۸۰ متری، چالهٔ درخت و دو طبقه زیرزمین با هم چه سازهای میخواهند.
پیش از هر تصمیمی دربارهٔ طبقهٔ ۲−، مطالعهٔ خاک و سطح آب زیرزمینی زمین را بخواهد.
پلان همکف را با پنج ماشین، جای دوچرخه و مسیر پیادهٔ بیتقاطع با ماشین امتحان کند و اگر نمیشود، صادقانه بگوید چهار.
جای باکس پله را با یک مطالعهٔ نور صبح انتخاب کند، نه با عادت: معیار خانواده نور شرقی در آشپزخانه و نشیمن است.
لایههای نمای شمالی را از نظر صدا و محرمیت و هزینه با هم بسنجد و بگوید کدام لایه را میشود حذف کرد.
با یک مدل ساده بررسی کند که حیاط عمودی در اقلیم قزوین واقعاً هوا را میکشد یا فقط صدا را.
با هر نسخهٔ طرح، هشت مقدار مصالح را هم بدهد؛ بدون آنها نسخه کامل نیست.
بگوید کدام دیوارها باربرند و چگونه طبقهٔ اول یا زیرزمینها میتوانند بیست سال بعد به یک اتاق فرهنگی یا کار مشترک تبدیل شوند بیآنکه ساختمان بازسازی شود.
پاسخی که در دو روز نوشته میشود
تا مقایسهٔ پاسخ دفترها با هم ممکن باشد، خانواده پاسخی کوتاه در همین قالب را ترجیح میدهد؛ طرح نمیخواهد، موضع میخواهد.
دفتر کیست و چه کسانی روی این کار خواهند بود (چند سطر)
دو کار مقایسهپذیر — زیر سیصد متر، یا با مسئلهای مشابه — و اینکه از هر کدام چه آموخته شد
موضع دفتر دربارهٔ دو گزینهٔ خانواده: با کدام همراه است، با کدام نه، و یک مخالفت صریح
پاسخ نقطهبهنقطه به نوزده شاخص: موافق، مخالف، یا «باید دوباره صورتبندی شود» — یک سطر برای هر کدام
کدام پرسشهای باز در خود دفتر جواب داده میشود و کدام به مشاور میرود
پیشنهاد مرحلهٔ نخست: دامنه، هفتهها، حقالزحمه، تحویلیها، و آنچه از خانواده لازم دارد
آهنگ بازبینی و شیوهٔ تصمیمگیریای که دفتر با آن راحت است
سه پرسش از خانواده
آنچه خانواده متعهد میشود
بازخورد خانواده مکتوب و یکجا میرسد، در هر مرحله یک بار، در زمانی که با هم توافق شده
خانواده شاخص و بازخورد میدهد؛ شکل دادن به آن کار معمار است، و تصمیمهای معماری در پایان هر مرحله مکتوب و بسته میشود
هیچ چیزی از کار دفتر بدون رضایت او در این سایت یا جای دیگر منتشر نمیشود
مطالعات زمین — نقشهبرداری، خاک، آب — به هزینهٔ خانواده و پیش از تصمیمهای بزرگ
یک نفر از سوی خانواده طرف گفتوگوست و همان یک نفر پاسخ میدهد؛ رفتوآمد به قزوین برای جلسههای حضوری ممکن است