خانهای در قزوین، هنوز ساختهنشده
چطور میشود کنار هم خوب زندگی کرد؟
یک خانواده، زمینی دویستمتری در قزوین، هفت سال، دو طرح از یک معمار، و هنوز خانهای که ساخته نشده. اینجا داستان همانطور که بوده روایت میشود — شاخصهایی که خانواده خودش نوشت، نقشههایی که کشیده شد، پرسشهایی که هنوز جواب ندارند — برای هر کسی که بخواهد این گفتوگو را ادامه بدهد: چطور میشود روی یک قطعهزمین معمولی شهر، سه نسل، یک مهمان و یک سرایدار کنار هم زندگی کنند، باغچه و بامی را قسمت کنند، و با کوچه هم همسایه بمانند.
شروع از شاخصها همه در یک صفحه
دفترهایی که میخواهند ادامه دهند: دعوتنامه · نامه به خانواده
برش B-B طرح ۱۳۹۹. ترازها از روی شیت؛ درخت، حوض، خودرو و طبقهٔ ۲− طرحوارهاند. هر طبقه توضیح خودش را دارد.
هر لایه، یک در
هر در به بخشی از همین داستان باز میشود؛ هر بخش به بخشهای دیگر راه دارد.
- شاخصهانوزده چیزی که یک خانواده از خانهاش خواست
- داستان تا اینجاهفت سال، دو طرح، و خانهای که ساخته نشد
- طرح ۱۳۹۹سه طبقهٔ در هم تنیده، روی زمینی که از دست رفت
- طرح ۱۴۰۳چهار واحد در قالب ضوابط، روی زمین ملاصدرا
- نقشههادوازده شیت، یکییکی
- پرسشهای بازدوازده چیزی که هیچ طرحی جواب نداد
- پیشنهادجمعبندی همهٔ اینها در یک برش
- دعوتبرای کسی که بخواهد ادامه بدهد
- مفاهیمایوان، گودالباغچه، مشبک، حوض و واژههای دیگر این خانه